قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3443

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پانصد و هفتاد و ششم از رحلت خير البشر در اوايل اين سال صلاح الدّين از آن مرض بالكلّيه شفا يافت و مزاج وى به حالت اولى بازآمد . بنابراين ، در ماه صفر اين سال از خروبه به رسم شكار بيرون رفت و جمعى كثير از سپاه خود را به رسم قراولى و يزك « 1 » به جانب عكّا فرستاد . قبل از رسيدن قراول صلاح الدّين به حدود عكّا ، ميانهء فرنگان و يزك اسلام كه از قلعهء عكّا بيرون آمده بودند جنگ واقع شده بود و در آن جنگ چون تير لشكر اسلام آخر شده بود ، فرنگان هجوم آورده جمعى كثير از ايشان را به قتل رسانيدند و سپاه اسلام « 2 » طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهادند و خلقى بسيار در اين گريختن از ايشان به قتل رسيد و جمعى كثير اسير و دستگير شدند . و اين جنگ ميانهء ايشان از صباح تا وقت خفتن قايم بود . و چون ظلمهء شب عالم را فروگرفت هريكى به منازل خود بازگشتند . و چون اين خبر به صلاح الدّين رسيد از روى استعجال و سرعت هرچه تمام‌تر بعد از يك روز به آنجا رسيد و همان ساعت بر تل كيسان خيمه زد و ميمنه و ميسره به جاى خود فرود آمدند . و فرنگان مطلقا ملتفت جنگ صلاح الدّين نمىشدند ، و از آن جانب خندق و حصار بلند ساخته در مقام گرفتن شهر عكّا سعى و اهتمام مىكردند . و در اين وقت سه برج از چوب ساخته بودند كه هربرجى پنج طبقه داشت و در هر طبقه زياده از صد نفر قرار گرفته و اطراف و جوانب آن برج‌ها را به چرم‌هايى كه به‌واسطهء دبّاغت آن با رويه‌اى كه از تاثير آتش و سوختن آن مانع مىبودند پوشيدند . و آن برج‌ها را بر گردونه‌هايى بسته رو به شهر عكّا نهادند و از سه طرف آن شهر آن برج‌ها را به نزديك رسانيده بر شهر مشرف شدند ، و هرچند از

--> ( 1 ) . مقدمهء لشكر ، ديده‌ور . - فرهنگ معين . ( 2 ) . متن : فرنگان .